زندگی
انسانها وقتی به دنیا میان در 1 سالگی همه دوستشون دارن همه نازشونو میکشن به قدری دوستشون دارن کهاز صبح تا شب 500 بار می بوسنشون وقتی بزرگترمی شن مثلآ به سن 5 سالگی میرسن همهش دنبال بازی و دلش می خواد از صبح تا شب با بچهها بازی کنن وقتی شب به خونه بر می گردد انقدر خوابش می آد که بعضی وقتهابدون این که شامشو بخوره خوابش می گیره در سن 6 سالگی بچه میره مدرسه در اونجا چون دوستهای بیشتری پیدا کرده وبا دومین مادرو دومین خونه خود آشنا شده بیشترلذت زندگی بچگانهاش را می چشد در عین حال اگر بچهایی دوست داشته باشه که آیندهایی روشن و راحت داشته باشه باید مواظب درسش باشه چون با رفتن به مدرسه اولین قدم مبارزه با زندگی را برداشتههمین که بچه به سن 10-11 سالگی برسه دوست داره یه دوچرخه داشته باشه و با دوستانش بره گردش بچه برای اولین بار کمی ترس و دلهره داره ولی همین که برایش خطری به وجود نیامد و ترسش شکست پاش وا میشه و به فکر این که جاهای بیشتری رو ببینهدر اینجا می خوام دختر و پسر رو از هم جدا کنم چون دختر با پسر آسموون تا زمین فرق می کند اول از دختر دخترها چون حسشون از پسرا قویتره زودتر از پسرا با عشق و عاشقی و دوست بازی و اینا آشنا می شند یعنی شاید در 11-12 سالگی آشنا بشند دخترا در این سن نمیتونند جلو خودشونو بگیرند اگر پسری در همین سن به دختری بگه دوست دارم شب تا صبح خوابش نمی گیره پسرهام همینطور هستن ولی نه به درصد دخترا سن 11تا 15 سالگی واثه دخترا سن خطریست به خاطره همین اگه مواظب خودشون نباشند و بر احساسات خود غلبه نکنند می تونند کار دست خودشون بدهند دیگه نمی خوام زیاد وارد قضیه بشم حالا پسرها همونطور که گفتم پسرها دیرتر از دخترها با عشق و دوستی آشنا می شوند اكثرآ پسرها در سن 14- 15 سالگی احساس تنهایی می کننددر این سن اگه دختری به پسری جواب رد بده باعث یآس و ناامیدی پسر میشه تا حدی که تا اخره عمرتآثیر بدی روش میزارههمانطور که می دانید دخترها زودتر از پسرها ازدواج می کنند دخترها دیگه در سن 16-17 سالگی به بعد تن به ازدواج میدهند پسرام 22-25 به بعد من نمی گم زود ازدواج کردن خوب یا بد به نظر من کسی که واقعآ آمادگی تشکیل زندگی، احساس مسئولیت و بتواند زندگی را اداره کند میتونه ازدواج کنه؛ بعضی ها بدون این که این خصوصیات را داشته باشد و شوهر آیندش همونی باشه دنبالش بودن تن به ازدواج می دن که این کار اشتباهیست موضوع ما در مورد زندگی انسان بود به خاطر همین زیاد وارد قضیه بالا نمی شم بعد از ازدواج زن و شوهر هیجان زده چشم به راه بچه هستند که واقعآ بچه چراغ زندگیست ولی مسئلهایی هست که میگه هرچه کمتر بهتربه خاطر همین به نظر من از دو تا بچه زیادتر کار اشتباهیست بعد از بچه دار شدن زن و شوهر به فکر هر چه راحتتر کردن زندگیه بچهو خودشون هستند دلشون می خواد بجهشون در اوج خوشی و شادی بزرگ بشهدر زندگی فراز و نشیب زیادی وجود دارد من فقط مقدار اندکی از زندگیه انسان را به صورت نوشته در آوردم با سپاس فراوان امید

1 Comments:
very good
Post a Comment
<< Home